محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

23

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

به بيان اين حقيقت خواهيم پرداخت . عقد پيمان آتش بس 523 - سرانجام قبيلهء قريش قانع شدند كه محمد ( ص ) براى جنگ نيامده است و پس از آن كه عثمان نيز به اردوى مسلمانان بازگشت شمشيرها به نيام رفت ، دلها آرام شد و ديگر باز عزم رسول خدا ( ص ) و تمايل او به يك صلح متجلّى شد . او خواهان طرحى بود كه بر اساس آن جنگ پايان بپذيرد و حرمتها حفظ شود . در اين هنگام قريش سهيل بن عمرو از بنى عامر بن لؤى را به سوى محمد ( ص ) فرستادند و به او گفتند : « نزد محمّد برو تا با او صلح كنيم و بگو هيچ راهى براى صلح با او نخواهد بود مگر آن كه امسال را به مدينه بازگردد تا اعراب در بارهء ما نگويند كه او به زور به شهر ما وارد شد كه به خداوند سوگند ، ما هرگز چنين چيزى را دوست نداريم » . بى ترديد اين پيش شرط به اصطلاح علماى قانون يك پيش شرط زورمندانه و دور از منطق بود . اما على رغم آن ، رسول خدا ( ص ) - كه به فرمودهء پروردگار عزيز ، رئوف و رحيم است - از قبول اين پيش شرط امتناع نورزيد ، هر چند برخى از اصحاب او فرياد مخالفت بلند كردند ، در حالى كه از آنچه پيامبر ( ص ) مىدانست ، از آنچه خواست مكتب بود و از آنچه دعوت اسلامى آن را ايجاب مىكرد آگاه نبودند و نمىدانستند دعوت به اسلام بر ترساندن مردم استوار نيست ، بلكه به خواست و تمايل مردم متكّى است و اين دعوت با ابزار شمشير پيش نمىرفت و بلكه بر مركب پندها و اندرزهاى شايسته پيش مىرفت . به هر حال سهيل با رسول خدا ( ص ) نشست و سرانجام توافقى ميان آن دو صورت گرفت كه خلاصهء تعهّدات طرفهاى پيمان در آن از اين قرار بود : الف : مسلمانان در سال جارى از حج صرف نظر كنند . ب : به مدت ده سال طرفين با يكديگر در آتش بس به سر برند .